Skip to content

ما كی هستیم؟

این سئوالی است كه نویسنده محترم مقاله »كردستان خزانه ای از فرهنگ ملی ایران« در هفته نامه سیروان شماره 536 نهم خردادماه 88 طرح كرده است. این سئوال اولین باری كه ذهن مرا به خود مشغول داشت و شاید اگر سابقه ذهنی نخستین بار آن را به كلی فراموش كرده بودم من هم به مانند بسیاری به سهولت از آن می گذشتم. اما از آنجا كه زندگی و تاریخ مشترك، در وجود انسان ها حالات و احساسات و كیفیتی نزدیك به هم را به وجود می آورد و بر این تصورم كه این احساسات نیز در وجود اگر نه همه، بلكه بسیاری از هموطنان و همشهریان كرد زبان وجود داشته باشد؛ علیرغم تمایل به ورود در این مباحث، به ذكر نخستین بار شنیدن این سئوال از طرف خانم »الین شلینو« سردبیر روزنامه »نیوزویك« و جوابی كه به ایشان دادم می پردازم. 
سال های 76 یا 75 این خانم خبرنگار به اتفاق مترجم خود خانم »نازیلا فتحی« با تعیین وقت قبلی برای انجام مصاحبه ای نزد من ‌آمدند. تصادفا در همان ساعت ورود ایشان، دوست عزیز و نویسنده و مترجم آقای »سیروس ایزدی« نیز كه از برلین به تهران آمده بود به دیدار من آمده بود و با معرفی ایشان او نیز در این مصاحبه شركت كرد. 
صحبت از اشتراك و اختلاط یا افتراق اقوام ایرانی از جمله كرد و فارس می گذشت؛ ناگاه خانم شلینو از من پرسید: اگر بپرسم شما ایرانی هستید یا كرد چه جوابی می دهید؟ سئوالی كه تا آن زمان از كسی نشنیده بودم؛ بلادرنگ – اینكه می گویم بلادرنگ یعنی بدون تفكر قبلی، یعنی آنچه كه ذهن من ارائه داد – در جواب به این سئوال گفتم؛ حالات خود را در زمانی كه از مادر متولد شدم، درست نمی دانم؛ اما آنچه كه از موارد مشابه دیده ام؛ آن زمانی كه به دنیا آمدم، به كُردی گریه می كردم، به كُردی از مادرم شیر می خواستم، با ترنمی كُردی و لالایی گفتن مادرم به خواب می رفتم، هر چه می كردم و هر چه می گفتم و می شنیدم تماما با احساس و مهری كُردی بود؛ چرا كه دور و بر من همه كُرد و محیط من مملو از كُرد زبان و سخن كُردی بود. 
کم کمک كه بزرگ شدم و راهی مكتب و مدرسه در همان محیط شدم، آنجا كه قادر به بیان مقصود خود به زبان فارسی نبودم؛ چون معلمین كُرد بودند مقصودم را به زبان كُردی به آنها می گفتم. اما همین كه محیط تحصیلی من از جامعه كُرد به فارس انتقال پیدا كرد، زندگی برایم خیلی سخت و طاقت فرسا در آن دوران كودكی بود. زیرا زبان فارسی را به درستی نمی دانستم و نمی توانستم مفهوم ذهنی خود را بیان كنم. نه من با همشاگردی می جوشیدم و نه آنها با من. سد بین ما و عدم جوشش و علاقه و رفاقت نسبت به هم و گاهی هم اختلاف و تنازع، در مرحله اول همین زبان و عدم تفاهم و در مرحله بعد كمی تحقیر ناشی از القا فرهنگی جامعه بسته آن زمان و نیز عدم اطلاع من حتی مختصر و نیز آنان از وحدت و یگانگی خویش بود و فشار این اختلاف و تحقیر و عدم تفاهم همه بر دوش كودكی 12-10 ساله چون من بود. با گذشتن این سال ها كه با زبان فارسی آشنایی پیدا كردم، دنیا برایم رنگ و لطافتی دیگر پیدا كرد و با دنیای دیگری از هر قوم و گروهی آشنایی و دوستان خوبی پیدا كرده بودم. دیگر، سد و مانعی در بین نبودو ساختار ذهنی من مجموعه ای نسبی از كرد و فارس و ترك و … یعنی اقوام ایرانی بود. با این تفاوت كه هر چه پیش می رفت اطلاعاتم نسبت به قوم خود و گذشته او بیشتر نشد. و لذا در جواب سوال شما، اگر از جز به كل بپردازم، اول كُردم و بعد ایرانی و اگر از كل به جز برگردم باید بگویم اول ایرانیم و بعد كُرد. 
خانم شلینو و مترجمش كه به دقت به سخنانم گوش فرا داده و در كامپیوتر خود آن را ضبط می كردند؛ پس از این سخنان با انبساط خاطری رو به من كرد و گفت: خالصانه ترین حالت را در بیان سخنان شما درك كردم؛ چرا كه خودم نیز همین حالت شما را دارم. چون زاده ایتالیا هستم و به آمریكا مهاجرت و در آنجا بزرگ شده ام و همین حالت را من به وطن اصلی خود ایتالیا دارم. 
طرح سئوال فوق و ارتباط آن با زمان كودكی خویش و كودكانی دیگر از هر قوم و گروهی در محیط غیربومی خود، تا مدتها فكر و اندیشه مرا به خود مشغول كرده بود، اما پس از گذشت چندین سال اینك جرقه ای دیگر همان معنی را برایم تداعی كرد. ما كیستیم؟ 
كیستی بودن یا هویت به معنی ذات الوجود است. كه در اصل زبان و اعتقادات و حافظه جمعی و نژاد مشترك اقوام در گذشته و قبل از پیدایش دولت های مدرن در اروپا (قرن 19 به بعد) ارتباط پیدا می كند و این هویت با دولت ملت های متشكل از اقوام گوناگون در داخل یك محدوده سیاسی كه از آن به نام كشور، ملت، دولت نام می برند به شرط رعایت حقوق اقوام، منافاتی ندارد. 
زیرا مقصود از دولت های مدرن د رهم آمیختن اقوام گوناگون در درون یك واحد سیاسی با نظم و سازمانی واحد و زبانی واحد به نام یك واحد سیاسی، هویت جمعی یا ملی است و این سیستم ها برآنند با بهره گرفتن از سوابق تاریخی، نشانه هایی از خصوصیات طبیعی و روانی و زبانی و نژادی و فرهنگ و حافظه جمعی و خلاصه هر آنچه كه در تاریخ مشترك گروه ها در جهت وحدت می جویند، مبنای هویت هر واحد سیاسی قرار داده و با یك نظم واحد جامعه را بدان جهت هدایت كنند. این طرز فكر دولت، ملت بر اساس عمل بعضی از كشورهای اروپایی به ویژه فرانسه، در ایران از زمان رضا شاه با یك نظم سراسری و بدون فراهم ساختن زمینه اجتماعی با تقسیمات كشوری توام با دیكتاتوری به سرعت اوج گرفت و زمینه اختلافات و تشتتی را به وجود آورد. مقارن همین تاریخ، حكومت كُرد اردلان قدرت را به قاجاریه واگذاشت (1284 ق) و رضا شاه با سیستم تمركز و دستگیری و زند ان آخرین حكومت اردلان (سردار رشید) در سال 1342 ق به این حكومت خاتمه داد. 
و لذا مقصود من در این نوشته اصالت دادن به هویت از طریق ارثی و عناصر نژاد و زبان و غیره به طور مجرد و مجزا از هم در هر گروه چه كُرد، چه فارس و چه بلوچ و غیره نمی باشد؛ بلكه به عكس با توجه به تداخل و اختلاط و امتزاج همه گروه ها با هم در یك سرزمین در چند هزار سال تاریخ و فرهنگ مشترك آنها، بر این اعتقاد است كه عوامل مذكور در عین اینكه هر یك در هویت این گروه ها نقش دارند، آنچه كه تظاهرات ناشی از مشخصه های هویتی هر یك از این گروه ها را در هم می آمیزد و به آن شكل فرهنگی مشتركی می دهد؛ كه از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می كند و در تاثیر متقابل و مداوم و مستمر تاریخی به صورت هویتی مشترك حاصل از تمامی هویت ها در می آورد؛‌ تاریخ مشترك همه اقوام است. و این هویت نیز همچون درختی است كهنسال با ریشه های عمیق كه از ریشه های هویتی متعدد سیرآب و تغذیه و بر درازای تاریخ استوار است. 
و لذا هویت مشترك همه اقوام و گروه ها در قالب ایران »ایرانی« و از آنجا كه نام و آوازه آن در جهان به نقل از مورخین مشهور، »رنه گروسه« رییس مطالعات فرانسه، استاد »كولژ دوفرانس«، »هانری ماسه« (در كتاب روح ایران) به شرح زیر »سرزمین ایران چون دژی استوار یكی از كهن ترین تمدن های دنیای قدیم را در خود حفظ كرده،‌ تمدنی كه از پنجاه قرن به این طرف پیوسته تجدید شده و به طرز حیرت آوری ادامه یافته … مشعلی كه بدینگونه در بامداد تاریخ بر فراز فلات ایران افروخته گردید هرگز خاموش نشد« و نیز به قول استاد »براون« نام ایران از نظر دین فرهنگ و تمدن بشری در ردیف یونان و روم قدیم و آثار و فواید آن به نوع بشر ذكر شده است و این نام ضامن بقای همه هویت ها و ساكنان این سرزمین از هر قوم و گروهی از ابتدا تاكنون بوده و توانایی ملی ما را به چندین برابر مجموعه توانایی گروه ها افزوده؛ این هویت ملی یعنی ایرانی برای همه عزیز و محترم و كلیتی از وجود ماست. 
تردیدی هم در این نیست كه این هویت مستقل و ملی باید مشخصه هایی از نظر سیستم و نظم سیاسی و اجتماعی و واحدهای اداری واحد و زبان مشترك فا رسی به عنوان زبان اداری و نوشتاری و گفتاری و … داشته باشد و به دستور مقام محترم رهبری در كردستان این مشخصه ها با رعایت حقوق اقوام از جمله تدریس زبان های قومی گواه عظمت این واحد سیاسی به نام ایران و غنای فرهنگی آن است. و به امید آنكه دستور معظم له در مقطع كودكستان و دبستان كه مبنای تفاهم و دوستی كودكان و نوجوانان اقوام مختلف است عملی شود.

یداله روشن اردلان -تهران
30خرداد 88- هفته نامه سیروان -شماره 540- سنندج

Spread The Love, Share Our Article

  • Delicious
  • Digg
  • Newsvine
  • RSS
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • Twitter

Related Posts

There are no related posts on this entry.

Comments

There are no comments on this entry.

Trackbacks

There are no trackbacks on this entry.