میراث کهن اردلان وچند نکته!

دردا وحسرتا که چنین است روزگار ما

سال ۸۸ درسفری کوتاه باتفاق «نادر خان اردلان»  برای دیدار آثار باستانی اجدادی به سنندج و هورامان و سقز مسافرت واز باغ و عمارت خسروآباد بازدید نمودیم. سازمان میراث فرهنگی با بودجه محدود خود به ظاهر آن رنگ و روئی داده بود. آقای اردلان این عمارت را اینچنین توصیف میکرد:

این قصر از دوبخش تشکیل شده، قصری جدید برپایه ستونهای بسیار بعنوان ورودی به باغی که کاخ اصلی را در بر میگیرد و درهر گوشه آن اتاقهای خانوادگی، حمامها، اتاق نگهبان وخدمه را شامل میشود. گچکاری های این معماری،سه دوره ایرانی(ساسانی ،صفویه وقاجاریه ) را نشان میدهد، و به خاطر وجود درختان سر برافراشته واستخر آیینه گون چلیپائی آن شهرت یافته، اما محوطه داخل و فضای بیرون آن وضعیت نابسامانی پیدا کرده. خسرو آباد جلال و شکوه گذشته را از دست داده ودیگر خسروآباد سابق نیست؟

نسبت به تغییر کار بری این مجموعه” به نمایشگاه آثار هنری” بین مردم شایعاتی رد وبدل میشد،برخی میگفتند آن را به یک هتل توریستی تبدیل مینمایند. اجمال نظر آقای نادر اردلان دراین خصوص بشرح زیر میباشد:

نمایشگاه آثار هنری ونقاشی شان وهویت تاریخی ومعماری این بنا را بیشتر تضمین مینماید تاتبدیل آن به یک هتل توریستی! زیرا هتل به کارهای بنیانی احتیاج دارد، از قبیل ایجاد واحداث آشپزخانه بزرگ، اتاقهای وسیع، سرویسها، انبارها، مکانها و فضاهای مناسب دیگر. ایجاد واحداث این نیاز ها  ارزش تاریخی این بنا را ازبین میبرد، مگر آنکه بادقت ومطالعه همه جانبه کارشناسانه صورت بگیرد، و تنها جنبه مثبت تبدیل به هتل جذب توریست و درآمد بیشتر برای تعمیرات و مخارج دیگر آن.

به اتفاق به زیارت مسجد ومدرسه دارالاحسان رفتیم ،معماری این بنا را بشرح زیر توصیف کردند: صحن حیاط مسجد به خاطر چهار ایوان، که مدرسه،حیاط، ومسجد ،وکل مجموعه رابهم متصل میکرد ، این معماری را زیبا واستثنائی توصیف فرمودند. کاشیکاری های هفت رنگ، کتیبه های خطاطی طولانی وستونهای سنگی نمازخانه را ازخصوصیات مهم وبارز وبرجسته این بنای تاریخی توصیف کردند. به پشت بام مسجد رفتیم، سطح آن با لایه ای نازک “ایزوگام” شده بود، گلدسته محل موذن فرو ریخته وفرسوده بنظر رسید،آجرهای حفاظ دیوار اطراف پشت بام بعلت ریزش باران وعدم مراقبت درحال گسستن ازهم وفرو ریختن بودند، آن بخش از دیوار که مشرف به مسجد تازه ساخته بود بخشی ازآن گوئی تعمدی خراب شده بود؟! خادم مسجد درجواب به سئوال آقای نادرخان گفت: میخواستند ازاینجا راهی به داخل مسجد تازه ساز باز کنند اما آقای استاندار اجازه نداد وگفته بود که خشتی ازاین مسجد ازنظر تاریخ ومعماری به مسجد تازه ارزش دارد ودیوار هم همینطور مانده د  تعمیر نشده؟ حقوق ماهانه خادم بیچاره به قرار ماهی ۲۰هزار تومان، با گذشت ۳ سال ازتصدی متولی جدید، هنوز پرداخت نشده بود! و با گذشت ۷سال ازاین تولیت هنوز هم تا سال۹۲ کتابخانه مسجد خالی از کتاب وکتابهای نفیس آن بود وسروصورتی باین کتابخانه دادنشده بود، تا آنجاکه ناگزیر با تماس با ریاست محترم دانشگاه کردستان حدود ۷۰۰۰ جلد از کتابهای مرحوم «مسعود اردلان» نوه مرحوم «اسعدالملک»  “بجای هدیه به کتابخانه دار الحسان” به آن دانشگاه هدیه نمودم؟!

مرحوم «مردوخ درنوشه» انتقادی درتاریخ خود، در ارتباط با بی مبالاتی متولیان به نظریات واقف پس از توصیف کتیبه ها و کاشیکاری های «دار الاحسان» مینویسد : “متولیان هیچگونه مبالاتی به تعمیر مسجد ونظریات واقف وطلبه ومدرس نکرده، در و دیوار مسجد رو بخرابی است و کاشی های آن فرو ریخته ودر بازار فروش رفته، چون میدانم مدتی دیگر این مسجد با شکوه واین یگانه افتخار تاریخی کردستان ازتعدی و تطاول متولیان منهدم وخراب میشود، واحجار و آثار و اثاثیه آن را هم مانند کاشی ها میفروشند…الی آخر”

صرف نظر از اینکه انتقاد به همه متولیان را درست نمیدانم و خانواده مشایخ مردوخ از جمله پدر همسر مرحوم مردوخ هم قریب به ۹۰ سال متولی مسجد وموقوفات آن بودند، احتمال میرود که انتقاد آن مرحوم به سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۶ تقریبا همزمان با تالیف تاریخ مردوخ میباشد. اما آنچه که در این باره نوشته و پیش بینی نموده ما امروز پس از گذشت یک قرن خود ناظر وشاهد آن هستیم که مایه سرافکندی است!

سوابق توالی متولیان باین شرح میباشد: «امان اله خان والی» تا۱۲۴۰، «خسروخان ناکام» تا۱۲۵۰، «مشایخ مردوخ» تا۱۳۲۶. ازاین تاریخ بفرمان «عزیزاله میرزا» حاکم کردستان تولیت مسجد وموقوفات مجددا به خاندان اردلان واگذار گردید. «محمد علیخان اردلان» (سردار مکرم اول وبرادر بزرگ اومعروف به خسرو خان افتخار الولات) تا سال۱۳۰۴، «یوسف خان عظام الملک» تا ۱۳۱۵، «سیف اله خان صارم السلطان» تا ۱۳۳۶، «امان اله خان» ملقب به «حاج عزالممالک» تا۱۳۶۰، تحت نظر اداره اوقاف سنندج بقائمقامی متولی تا سال ۱۳۸۵، متولی جدید منصور اردلان ازسال ۱۳۸۵ بحکم دادگاه؟

متولیان خاندان اردلان تا سال ۱۳۱۵، و بعدا «حاج عزالممالک اردلان» به جهت اشتغال بامور سیاسی واداری واجتماعی مهم شخصا خود در امور تولیت وموقوفات مباشرت ونظارت دقیق نداشتند واین امور را به کارگزارانی  از خدمه خود واگذار میکردند وآنها نیز بطور سنتی با سبک وسیاق گذشته آنرا انجام میدادند ، و سابقه نشان میدهد که دفاتر و صورت حسابهائی از املاک و دارائی وغیره نداشتند؟

ونکته آخر آنکه موقوفات مسجد دارالاحسان, از دکاکین آن تا تمامی ششدانگ قریه «خلیچیان» ومتعلقات آن تا ناحیه معروف به «گریاشان» از دباغخانه تا محدوده شهر سنندج درسال۱۲۳۴ ق، که از سالها پیش جزو شهرسنندج شده، تماما وقف دائم برمسجد ومدرسه دارالاحسان  میباشد، ودرآمد این موقوفات گسترده باید بمصارف عام المنفعه از قبیل خیرات ومبرات، برپائی مراسم عبادی ودینی واطعام مساکین وایتام ورفع نیازهای مادی مردمان محتاج، ومخارج طلاب و مدرس وموذن و خدمه ، وهمچنین به مصارف تعمیرات واصلاح و مراقبت مسجد وموقوفات برسد؟

وظیفه وتکلیف متولی در وقفنامه ، اداره کردن موقوفات وتحصیل درآمد واقعی وصرف آن وصرف وهزینه آن بشرط مرقوم در وقفنامه، خصوصا شرط دقت درانجام وظیفه وعدم اهمال در انجام وظایف است.

تجربه گذشته وانتقاد وارد برآن بقول مرحوم مردوخ بی مبالاتی به ” شرط صریح واقف در وقفنامه”!؟ مبنی بر “دقت کامل نمایند واهمال نورزند “.

توقعات ونیازهای غالب نیاز مندان، مقاصد ونیات خیر واقف مرحوم همه و همه نظم وترتیب تشکیل سازمانی متنایب برای اداره وکنترل این حجم گسترده موقوفات ونظارت بران وتغمیرات واصلاحات مسجد ومدرسه وکتابخانه وحجرات وساختمان آنر اقتضا میکرد، اما متاسفانه بدانگونه که مشاهده میشود متولی خود درخارج از کشور نشسته وبا ایتفاده از خدمت پاره وقت تنها یک نماینده، تمامی بار عظیم تکالیف و وظایف شرعی وقانونی تولیت را به روال گذشته بدو سپرده است، یا للعجب !

دراین شرایط از آنجا که نگارنده هم بمانند مردوخ وبسیاری دیگر از علاقهمندان، از خرابی وویرانی میراث تاریخی وفرهنگی کردستان نگرانم، دراینخصوص،نه بر خود ونه بر دیگران هیچ سکوتی را روا نمیدانم، وبرای اطلاع همگان ودرج در حافظه تاریخ باین مختصر اکتفا مینمایم.

روز نامه سیروان -سنندج-۱۷مرداد-۱۳۹۴

 بقلم: یداله روشن اردلان

Leave Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *