توضیحی بر آخرین اصلاحات تکمیلی تبار نامه خاندان اردلان

توضیحی بر آخرین اصلاحات تکمیلی تبار نامه خاندان اردلان با دیاگرام به تاریخ ۱۳۹۷ خورشیدی با عنوان:

  INCARNATING HISTORY OF ARDALAN GENEALOGY

در آغاز فصل مربوط به تاریخ اردلان ، نسخه خطی شرفنامه قاهره در دانشگاه الازهر چنین مینویسد:

“در میان دودمانهای شهر یاران دیاربکر و اولادان پادشاه احمد مروان که قبلا به آن پرداخته شد، و دوره زندگی و حیات او بوضوح ثبت شده است. شخصی بود بنام بابا اردلان، که بقصد سکونت بمیان طایفه گوران آمد. او دراواخر حکومت سلاطین ایلخانی شهر زول را، که بعدا به شهر زور مشهور شد، تصرف نمود. او خود را قباد فرزند فیروز ساسانی ساخت “.

در همین پاراگراف چند نکته قابل ملاحظه میباشد : بابا اردلان قبل از آمدن بمیان طایفه گوران،”بابا اردلان” نام داشته (1).  از اولادان ( یا نوادگان) پادشاه احمد مروان بوده(2) . جمله آخر” اوخود را قبادفرزند فیروز ساسانی ساخت”، که مفهوم درستی را نمیرساند ؟ ونکته آخر آنکه، حلقه های اتصال یا مفاصل ارتباط نسبی بین احمد مروان با پادشاهان ساسانی یعنی قباد وفیروز مشخص نمیباشند؟ ولذا بشرح زیر   توضیح میدهد :

در ارتباط با جمله نامفهوم آخر ، استاد عبدالرحمان شرفکندی درترجمه کوردی شرفنامه (۳)، جمله مذکور را باینصورت تفسیر مینماید: دراینجا باختصار رسانده،  که ازنواده های قباد فرزند فیروز ساسانی میباشد، زیرا بطور آشکار معلوم است که قباد پدر پادشاه مشهور ایران انوشیروان میباشد ودرسال ۵۰۲ میلادی در کردستان با رومیان جنگید و…

پروفسور مهرداد ایزدی متخصص مشهور تاریخ خاور میانه و زبان شناس در نقد و تفسیر شرفنامه (۴)، در این خصوص مینویسد: در ابن جمله  همچون موارد دیگر ،یک یا دو حرف ربط وسیله کپیه بردار از قلم افتاده. وجمله را به این صورت تصحیح مینماید “او خود را بعنون نواده قباد فرزند فیروز ساسانی معرفی کرد”.

ولذا بشرح مرقوم در اتصال رشته دودمانی بابا اردلان به پادشاه احمد مروان واز این طریق به قباد وفیروز ساسانی تردیدی باقی نیست . چراکه مستوره مولف تاریخ اردلان، و “خسرو ابن محمدبن منوچهر اردلان” مولف “لب التواریخ بابا اردلان” را از نبایر اردشیر بابکان و بابک ساسان میدانند، و خود بتلیسی هم در دو نسخه خطی براین باور میباشد. آما آنچه که درشرفنامه گنگ ونامفهوم میباشد ، چگونگی اتصال مفاصل رابط بین پادشاه احمد مروان وقباد پادشاه ساسانی است؟ که در دیاگرام اصلاحی باین مفاصل اشاره شده ، و در اینجا توضیح بیشتری ارائه مینماید . و قبل از  پرداختن به آن لازم میداند اشاره نمایم، ارزش شرفنامه و زحمات مولف محترم درتالیف آن قابل تحسین وتجلیل میباشد، چه اگر شرفنامه نبود شاید ما همین اطلاعات را هم نداشتیم، ولذا چنانچه در این توضیحات بجهت تفهیم موضوع ایراد وانتقادی واردباشد، مقصود کم اهمیت جلوه دادن این اثر  ومیراث  گرانبها ی بجا مانده  برای ما نیست.

  به هر روی، درفهرست منابع بتلیسی با اینکه کتاب معتبر الکامل تالیف ابن اثیر نامبرده شده و این کتاب جزئیات تاریخ سلسله مروان را به تفصیل شرح داده، با اینحال بتلیسی برای تاریخ مروان از کتاب “قاضی احمدغفاری قزوینی” بعنوان منبع خود استفاده نموده، و چون در این کتاب به هر دلیل سلسله باز دوستک  را حذف نموده ؟در شرفنامه نیز ،این مفصل ارتباطی بین پادشاه احمد مروان از یک طرف، و از طرف دیگر به سلسله باز دوستک کهن وساسانیان قطع گردیده است. بنا براین خواننده از درک چگونگی اتصال رشته پادشاه احمد مروان به پادشاهان ساسانی عاجز میماند؟

مولف ما آنجا که میخواهد سلسله نسب خود را از طریق سلسله روژکی، از یک طرف بپادشاه احمد مروان ، و از طرف دیگر به ساسانیان برساند ، از سلسله مروان بعنوان شاخه ای از سلسله باز دوستک کهن کورد نام میبرد، اما بشرح فوق مفصل اتصال شاهزاده حسین باز دوستک( که در نزد مورخان قرون وسطی به جهت سهولت لفظی به باز مشهور بوده) به پادشاه احمد مروان را حذف و قطع نموده، وبجای آن فهرستی از پادشاهان مروان به شخصی بنام مروان منتسب و ارائه مینماید؟

 ابن خلکان بیو گرافی نویس مشهور مینویسد: ابونصر احمدبن مروان بن دوستک آمدی کورد( مقصود از آمدی کورد، یعنی اهل آمد (دیاربکر بعدی) بالقب نصرالدوله بعد از برادرش ابوسعید منصورابن مروان که در قلعه هتاق کشته شد، بپادشاهی رسید ( وفیات الاعیان) .

مستند بهمین قول، اگر چه پادشاه احمد مروان مشهور ترین پادشاهان سلسله مروان است اما در واقع سومین پادشاه سلسله باز دوستک -مروان ، بعد از ابو سعید منصور و باز دوستک –مروان است. اما درشرفنامه بترتیب این فهرست برای پادشاهان مروان ارائه شده است : پادشاه احمدبن مروان، نصربن نصرالدوله احمد، سعیدبن نصر الدوله احمد و منصوربن نصربن نصرالدوله احمد. ولذا این فهرست نتیجه حذف حکومت باز دوستک –مروان  است که مغایر بانقل ابن خلکان میباشد،  و پادشاه احمد مروان را منتسب به شخصی بنام مروان  نموده است؟

مروان نام ناحیه ای قدیم و وسیع محل سکونت اقوام کورد وغیر کورد، و  نیز نام سلسله ای و طایفگی و فامیلی است، و نام مروان آنچنان غیرمشهور نبوده که سلسله باز دوستک –مروان برای نامگذاری خود محتاج بنام آسیابانی بنام مروان باشد؟ همچنانکه دوستک هم نام سلسله ای وطایفگی وفامیلی یک طایفه کهن کورد دراخلاط  منسوب به باز فرزند زاماس بود، ونسلهای امروزه آن درناحیه جنوب دریاچه وان تا برسد به رودپیشخابور با همین نام دوسکی هم اینک ساکن هستند، واین دو سلسله این نام طایفگی را ریشه نام خود و موسسان آن میدانستند.

و لذا آنها را باید “بازدوستک–مروان ” و”باز دوستک” نامید . نه “مروان ابن دوستک” یا  “باز ابن دوستک”  و بطور خلاصه رشته بابا اردلان ازطریق پادشاه احمد مروان، به شاه حسین باز دوستک–مروان ، به باز (بازوند)، به زاماس(جاماسپ فرزندپادشاه قباد ) وبه فیروز وسایر پادشاهان ساسانی بشرح تبارنامه برمیگردد .

والسلام.

 April 2021

یداله روشن اردلان

پی نوشت:

۱/در این خصوص قبلا درمقالات خود توضیح دادم ونیازی به تکرار نیست.

۲/در دو نسخه خطی شرفنامه  یک نسخه چاپی آن: از نبایر بابک ساسان.

۳/شرفنامه مرحوم استاد هه ژار ترجمه کوردی

۴/ M.Izady the Sharafnama English translation & commentaries

Leave Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *